مراد على شمس
192
با علامه در الميزان ( فارسى )
30 سال زعامت و قيادت آن را عهدهدار بود تقبيح نموده و توضيح دادند كه حكومتش يك حكومت استبدادى و بردهگيرى زير عنوان « كمونيستى » بوده است . آن وقت نمىفهمم ! چه فرقى است ميان اسلام - از اين نظر كه يك سنتى اجتماعى است - و ميان اين رسوم كه تبديل و تغيير يافته ؟ چطور عذر آنها مقبول ولى عذر اسلام قبول نمىشود ؟ ! اگر اسلام حاكمى پيدا كند ( داراى زمامدار و والى باشد ) او مىتواند مردم را از اين ستمهايى كه به نام تعدد زوجات و چيزهاى ديگر انجام مىدهد باز دارد ، بدون اينكه قانون الهى « اباحهء » آن را تغيير دهد و بلكه اين تنها يك تصميم اجرايى عمومى روى مصالحى است چنان كه يك فرد هم گاهى روى مصلحتى پيش خود تصميم بر ترك تعدد زوجات مىگيرد و اين ، حكم تجويز را تغيير نداده از اين جهت كه حكم تجويزى بوده مىتواند تصميم بر ترك آن بگيرد . « 1 » س 168 - چرا در تعدد زوجات ، آنگونه كه براى امت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله چهار همسر تجويز گرديده ، براى آن حضرت بيشاز چهار زن جايز بوده است ؟ ج - اينكه چرا براى آن جناب بيشاز چهار زن جايز بوده ، پاسخش اين است كه اين حكم مانند روزه وصال يعنى چند روز به يك افطار روزه گرفتن ، از مختصات آن جناب است و براى احدى از امت جايز نيست ، و اين مسئله
--> ( 1 ) . الميزان ( 40 جلدى ) ؛ ج 7 ، ص 315 - 321 + الميزان ( 20 جلدى ) ؛ ج 4 ، ص 299 - 307 . [ با تلخيص و تصرف ]